تبليغاتX
مینای مهتاب

اينجا نهايت شب است

و كافه اي است در امتداد ساحل

و مردي سر در گريبان نشسته در مقابل ترديد

سكوت جرعه مي كشد

اما دريا فرياد است فرياد

مرد در انديشه رفتن اما ترديد در فكر ماندن

در نهايت مرد كاري كارستان كرد

رفت و دل به دريا زد

 

فرياد

اذر - ۸۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط فرياد |